ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
264
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
نمودند و به صحبت و گفتگو مشغول شدند . اگرچه كماهى گفتگوئى كه فيما بين آنها مذكور شد ، صاحبى ايلچى خود مىدانند و ديگرى را اطلاعى نيست ، اما اينقدر مفهوم شد ، كه درباب استرداد ولايات و مهام منظوره آنچه لازم بود به او گفته بودند و او را به اقسام كلى تطميع نموده بودند و از هر قسمى كه به خاطر مىرسد سخنان فيما بين ايشان ردوبدل شده بود . آخر الامر گرافنسلرود مذكور كرده بود كه پادشاه را منظور اين است كه مطالب خود را مختصر قلمى كرده و به من داده باشيد كه ترجمه نموده به نظر او برسانم و آنچه او جواب گويد به شما اظهار كنم . صاحبى ايلچى قبول نمودند و اين طريق بنا شد كه يوم بعد صاحبى ايلچى مطالب خود را به طريق اختصار قلمى داشته به گرافنسلرود داده كه ترجمه كرده نزد پادشاه برده ، آنچه حكم نمايد ، جواب به ما بگويد . ديگر اينكه منظور پادشاه اين بود و خود هم اظهار كرده ، به صاحبى ايلچى گفته بود و به گرافنسلرود و دو سه نفر ديگر از بزرگان پيغام به صاحبى ايلچى داده بود كه توقع ما از ايلچى اين است كه در امورات خود و مطالبى كه دارد ، اهالى انگريز را به هيچوجه دخل و تصرفى ندهد و ايشان را شريك و رفيق خود نزد ما نسازد ، كه اين معنى خلاف رأى ماست و مىخواهيم هر طريق امرى كه فيما بين ما واقع مىشود بدون وساطت و اطلاع اهل انگريز بوده باشد . دوستان و آشنايان « 1 » صاحبى ايلچى نيز به كرات اظهار مىكردند كه پادشاه را منظور اين است كه هر نوع امرى و مطلبى كه در باب امورات منظورهء شما فيما بين دولتين قرار مىيابد و اظهار مىشود بدون استحضار و اطلاع اهالى انگريز بوده باشد ، و هر گاه غير اين قسم بشود خلاف رأى اوست . اما صاحبى ايلچى نظر به حكم نواب اشرف ولى عهد دولت عليهء ايران كه مقرر فرموده بود كه بدون اطلاع و استحضار و مشاورت اهالى انگريز مرتكب امرى نشده باشيد و لارد كلرك ايلچى انگريز هم به صاحبى ايلچى اظهار كرده بود كه در صورتى كه شما خواسته باشيد كه دولت انگريز در مقام حمايت و اعانت دولت عليهء ايران نزد دولت روسيه برآمده باشد ، بايد آنچه در هر باب گفتگو در باب مطالب خود مىنمايند يا مكاتيب به دولت آنها مىنويسند به اطلاع و استحضار من كه ايلچى بزرگ دولت انگريز مىباشم بوده باشد . بر خود اين قسم قرارداد بودند كه آنچه بگويند و بكنند با اطلاع لارد مشار اليه باشد . خواه دولت روس راضى باشند يا نباشند ، چنانچه همين روز داكتر كمل انگريز خدمت صاحبى ايلچى آمده و صاحبى تفصيل امورى كه فيما بين ايشان و گرافنسلرود وقوع يافته ، بود به او اظهار نمودند . و قرار دادند كه مختصرنامهاى كه بايد به خصوص مطالب قلمى شود نوشته شده ، و حكيم مشار اليه آن را نزد لارد مذكور برده و ترجمه كرده و مضمون را حالى او نموده بعد آورده ارسال نزد گرافنسلرود وزير شده باشد . اين روز به اين نسبت گذشت . يوم چهارشنبهء غرهء شهر ربيع الاول 1231 : بعد از ناهار « 2 » صاحبى ايلچى رقعهاى به اين مضمون به گرافنسلرود وزير دولت روس قلمى نمودند كه : عاليجاه ايلچى بزرگ
--> ( 1 ) - نسخهء كتابخانهء مجلس در اينجا به پايان مىرسد و با خط غير از متن در زيرنويس 260 آن نوشته شده : « معلوم نيست بقيهء اين كتاب چقدر است . زياد بر اين ديده نشد » . ولى پيداست كه متن به صورت ناتمام نوشته شده و ظاهرا كاتب بيش از اين كتاب نكرده است ( 2 ) - متن : نهار .